«گلبانو» مادر ۶۵ ساله روستايي ۱۳ فرزند موفق دارد

دهقانا! نبري راه به در از بر ده
از به يک جاي نشستن نشوي آزرده
سخن از بهر فريب تو فراوان گويند
ناتوان مردم از شهر به تو رو کرده...«نيما يوشيج»
شب بود يا روز، سحرگاه بود يا سر ظهر ... چه فرقي مي کند وقتي بخواهي از زمستان 91 هجري شمسي صفحات شناسنامه مردي را بخواني که 1316 هجري شمسي را براي سفر به زمين انتخاب کرد و از همه قاره ها و کشورها و شهرها، انگشت خداوند به روستايي در 5 کيلومتري رشتخوار اشاره کرد و محمد را در دامان خانواده غلامي گذاشت. مردي که پس از گذر سال ها، شريک زندگي اش «گل بانو» را از مسافران زمين در سال 1324 و از اهالي روستاهاي نهبندان انتخاب کرد.
در شهرهاي بزرگ و کوچک دنيا هر روز هزاران نشست و همايش و سمينار برگزار مي شود و همه متفکران براي يافتن راه هاي تحکيم بنيان خانواده و رموز خانواده هاي خوشبخت و موفق به همفکري مي پردازند. اين در حالي است که در دل کوه ها و دشت هاي دورتر خانواده "کربلايي محمد غلامي" اهل رشتخوار و "گل بانو نهبنداني" اهل نهبندان، سرمشق زندگي را مي نويسند. کارشناسان خانواده مي گويند بين الگوهاي رايج در ميان خانواده ها بهترين و موفق ترين، الگوي «پويا و پذيراست». کنجکاو مي شوي که بداني مگر در اين الگو چه چيزي نهفته است. در اين خانواده ها احترام متقابل موج مي زند، همه اعضا به رسميت شناخته مي شوند و تعاملي پويا و گرم و صميمي در ميانشان برقرار است. باز هم واکاوي مي کني و از ميان خروجي همان سمينارها و نشست ها مي خواني که در خانواده هاي موفق به علم و آگاهي فرزندان اهميت داده مي شود، اعضاي اين خانواده ها مثبت نگرند و بر داشته ها و توانايي هايشان بيشتر تمرکز مي کنند، فرهنگ عذرخواهي در آن ها رايج است و اشتباهاتشان را مي پذيرند. شنونده خوبي براي يکديگرند و هنگام صحبت کردن به چهره هم نگاه مي کنند. ياد کردن از نعمت هاي خداوند و استفاده مطلوب از آن چه دارند در مرامشان مي درخشد. فرزنداني که در چنين فضايي نفس مي کشند هيچ گاه به پدر و مادر خود توهين نمي کنند. يافته هاي کارشناسان از خانواده موفق را مرور مي کنم که يکي از فرزندان کربلايي محمد و گل بانو شروع به وصف خانواده اش مي کند.5 خواهر بزرگ تر که شوق آمدنشان به دامان پدر و مادر بيشتر از برادران بوده، فرزندان اول را تشکيل مي دهند و 8 برادر براي تکميل خوشبختي خانواده بعدا به جمع آن ها مي پيوندند. کربلايي محمد غلامي فقط سواد خواندن و نوشتن داشت، مي گويم داشت چون هفت هاي وارونه وقتي کنار هم قرار گرفتند و سرازيري 88 را تشکيل دادند، بار سفرش را بست و زمين را به مقصد آسمان ترک کرد. او در روستاي کريم آباد که 107 خانوار و 480 نفر را در خاک خود جاي داده، آن قدر نفوذ مذهبي و اجتماعي داشت که همه اهل روستا براي حل هر مشکل و مشورت گرفتن براي انجام هر کاري راه خانه او را پيش مي گرفتند. رفتار و منش و دغدغه مذهبي اش آن قدر بود که او را به "شيخ محمد" مي شناختند بدون آن که تجربه طلبگي داشته باشد. 5 دختر آن ها به برکت گرماي وجود خانواده همگي ازدواج کرده اند و هر کدامشان براي گسترش فعاليت هاي فرهنگي، قرآني واجتماعي کريم آباد سنگ بناهاي محکم مي گذارند، حالا کافي است برويد کريم آباد و فقط نامشان را بگوييد تا تعريف آن ها را از همه بشنويد.
"گل بانو"، مادر مهربان که حدود 65 سال دارد، اگر چه جاي خالي همسرش "کربلايي محمد" را چند سالي است که حس مي کند اما مرکز کانون گرم اين خانواده است. او سواد خواندن و نوشتن ندارد ولي از تولد اولين دخترش دانست که بايد در تربيت و پرورش معنوي فرزندانش کوشا باشد. حالا در 65 سالگي رونق مجالس قرآني دخترانش او را سربلند و روسفيد کريم آباد کرده است. به گذشته هاي نه چندان دور که سفر کني، کربلايي محمد جوان را مي بيني که همه دغدغه اش آن است که لقمه و روزي حلال بر سر سفره اش بياورد. چيزي که پسرش حسن آن را يکي از رازهاي موفقيت خانواده اش مي داند.
حسن آقاي غلامي فرزند يازدهم محمد و گل بانو مي گويد: «برادرهايم هر کدام در کار و درس شان موفقند. برادر اول بعد از گرفتن ديپلم به زمين هاي کشاورزي شان رونق داد و کمر همت بست. برادر دوم با ادامه تحصيل در دانشگاه فردوسي مشهد و گرفتن مدرک کارشناسي ارشد حقوق، حالا در دادگستري مشغول است. برادر سوم کارشناسي ارشد خود را در رشته مهندسي کشاورزي گرفت و خود حسن هم با گرفتن مدرک ديپلم در حال حاضر دهيار است و در سال جاري دهيار نمونه استان شده است. برادر بعدي تحصيلاتش را در رشته حقوق ادامه داد و وکالت را انتخاب کرد و برادر کوچک تر دانشجوي مقطع کارشناسي دانشگاه فردوسي در رشته مهندسي برق است. يکي ديگر از برادرانم نيز کارمند بيمارستان است»در کريم آباد مي توان فقط تا پنجم ابتدايي تحصيل کرد و همه اهالي ترجيح مي دهند، فرزندانشان را نزد خود نگه دارند و زمين هاي کشاورزي را آباد کنند اما وقتي نظر رحمت خداوند مي تابد، پدر و مادري اين چنين فرزندان را حمايت مي کنند و آن ها را براي تحصيل به شهر مي فرستند تا در دانشگاه معتبر ادامه تحصيل دهند.ساده زيستي و آزار نرساندن به ديگران، خانه غلامي ها را چراغ روشني در ميان کورسوهاي تاريک روستا کرده است. محمد و گل بانو همه تلاش خود را کردند تا به ديگران منفعت برسانند، نتيجه اش آن است که حالا پسرش حسن که هنوز 30 سال بيشتر ندارد، جاي خالي پدر را براي اهل روستا گرفته است و همه براي رفع مشکلاتشان به سراغ او مي آيند. گل بانو، مادر فداکار، مهربان و فهميده شب هاي جمعه هر هفته سنت ديرينه خانواده اش را زنده نگاه مي دارد، همه دختران و پسران بدون همسرانشان به ديدن مادر مي روند. اين پدر و مادر نمونه از دوران کودکي فرزندانشان رسم "نقد دروني خانوادگي" را پايه گذاري کردند. حالا هر هفته نشست هاي اعضاي خانواده و بررسي مسائلشان و تصميم گيري هاي مهمي که بايد انجام شود همه و همه روي فرش خانه پدري انجام مي شود.
در خانواده غلامي همه حق رأي دارند، همه در تصميم گيري مشارکت مي کنند، حتي اگر يکي از اعضا به دليلي حضور نداشت خواهر و برادرها به احترام او صبر مي کنند و تا نظرش را نپرسند، تصميم شان را عملي نمي کنند حتي اگر او کوچک ترين پسر خانواده باشد.آن ها عيب و ايراد يکديگر را بين خودشان مطرح و بررسي مي کنند و از اين رو هيچ کسي از بيرون نتوانسته بينشان رخنه کند. برادر کوچک تر هنوز دانشجو است ولي حساب بانکي اش از سوي برادرها پر مي شود، از سوي کدام آن ها، نمي داند چون هيچ برادري نمي خواهد او را شرمنده کند. گل بانو چشم مي دوزد به زمين کشاورزي و مي داند هر هفته تمام پسرها و دخترهايش بدون حضور همسرانشان مي روند سر زمين و شکوه نگاه مادر را به همبستگي و همدلي و همراهي خودشان مي کشانند. شب هاي روستا سرد است، اما ستاره ها، در آسمان کريم آباد رژه مي روند تا شايد از خانواده غلامي و خانواده هايي همچون غلامي ها سرمشق بگيرند و ببرند روي ميز کنفرانس ها بپاشند. وقت تمام مي شود و صداي نماينده اين خانواده که از مهر و عطوفت و همبستگي شان هر چه بگويد، باز هم کم گفته است، نفس نفس مي زند تا خودش را به مادر برساند.